هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

49

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

خوشايندتر است . معاويه با شنيدن اين ابيات از وى به او گفت : حالا ديگر كارت بجايى رسيده كه مرا خدانشناس خشن مىنامى ؟ برو پيش خانواده‌ات . و او نيز به ميان بنى كلب رفت . در آنجا مسيحيت بر وى تأثير بيشترى داشت همانجا يزيد را به دنيا آورد و تا پايان دوران كودكى در آن ماند . گروهى از مورخين بر آنند كه يكى از نسطورهاى مسيحى [ پيروان يكى از مذاهب مسيحى - م ] پرورش و آموزش او را به عهده گرفت لذا از تربيت متناقضى برخوردار گشت كه به تعبير برخى نويسندگان و محدثين آميخته‌اى از خشونت باديه و طبع سركش بود . برخى نويسندگان مىافزايند كه او از كعب بن جعيل خواست تا در هجو انصار ، اشعارى گويد كه زير بار نرفت و او را به « اخطل التغلبى » كه مسيحى بود حواله داد و او خواسته‌اش را انجام داد . از جمله اثرات تربيت مسيحى وى اين بود كه او مسيحيان را به خود نزديك كرد و به تعدادشان در ميان درباريانش ، افزود . و در اطمينان و اعتماد به آنها تا آنجا رسيد كه بنا به اتفاق مورخين تربيت فرزندش را به يك نفر مسيحى سپرد . اين پيوند مستحكم و نزديكى فزاينده به « اخطل » و امثال او را تنها به تربيت مسيحى و نابخردانهء وى مىتوان توجيه كرد . « علائلى » در كتاب خود اشعة من حياة الحسين مىافزايد : اگر به يقين يا احتمال قريب به يقين ثابت شده باشد كه تربيت او مسيحى خالص است ديگر جاى هيچ گونه شگفتى نيست كه او اين چنين ارزشهاى اسلامى و تمامى آنچه را كه مسلمانان بدان پاىبندند زير پا گذارد و آنها را ناديده گيرد و براى معتقدات و سنتهاى اسلامى هيچ ارزش و وزن و اعتبارى قائل نباشد بلكه شگفت آن است كه جز اين باشد . بدين گونه برخى نويسندگان سعى كرده‌اند زير پا گذاردن ارزشها و مقدسات اسلامى از سوى يزيد را توجيه كنند ، اين توجيه هنگامى پذيرفتنى است كه زندگى در باديه و تربيت مسيحى داراى آنچنان ويژگى ناهنجار و شكل منحصر به فردى باشد كه از آغاز جوانى تا احراز ولايت‌عهدى و حكومت پس از آن ، زندگى يزيد بن معاويه را در بر گرفته بود حال آنكه اعراب در باديه و شهر ، داراى عادات و سنتهاى نيكويى چون وفاى به عهد ، حسن همجوارى ، بخشش و هميارى و حفظ ناموس و از اين گونه صفات شايسته كه تاريخ براى آنها ذكر كرده بوده‌اند كه اسلام آنها را تثبيت و تأييد كرده است ، همچنانكه در تاريخ هرگز اشاره‌اى به اينكه اعراب با مادران و عمه‌هاى خود كه در تاريخ در مورد يزيد آمده است ، نزديكى كرده باشند ، نكرده است و آنهايى نيز كه در